معنی و تعریف
[ اَ بَ ] (ع اِ) کنب. قنب. کنف. نوعی از کتان یا پوست قنب. || رسن که از پوست کنف بود. (مهذب الاسماء). || (مص) گریختن بنده بی خوف و رنجی، پنهان شدن او سپس بجائی رفتن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابق
شماره: 4179
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بَ ] (ع اِ) کنب. قنب. کنف. نوعی از کتان یا پوست قنب. || رسن که از پوست کنف بود. (مهذب الاسماء). || (مص) گریختن بنده بی خوف و رنجی، پنهان شدن او سپس بجائی رفتن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
4179
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی