معنی و تعریف
[ اَ ظَ ] (ع ص) اقلف. نابریده. نامختون. ختنه ناکرده. || کش لب بالا بزرگ بود. لب زبرینْ بزرگ. آنکه میان لب زَوَرینش بیرون آمده بود. (تاج المصادر بیهقی). آنکه لب بالائین او پیش آمده باشد. که در میان لب بالائین تندی و پیش آمدگی و برآمدگی بود. لب زَوَرینْ بزرگ. (مهذب الاسماء). مؤنث: بَظْراء. ج، بُظر.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابظر
شماره: 4159
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ظَ ] (ع ص) اقلف. نابریده. نامختون. ختنه ناکرده. || کش لب بالا بزرگ بود. لب زبرینْ بزرگ. آنکه میان لب زَوَرینش بیرون آمده بود. (تاج المصادر بیهقی). آنکه لب بالائین او پیش آمده باشد. که در میان لب بالائین تندی و پیش آمدگی و برآمدگی بود. لب زَوَرینْ بزرگ. (مهذب الاسماء). مؤنث: بَظْراء. ج، بُظر.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
4159
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی