معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) باطل کردن. نقض.
رد. نسخ. الغاء. عزل کردن. شکستن. لغو
کردن. اِقاله. نادرست کردن. تباه کردن.
ناچیز کردن : بمجرد گمان... نزدیکان
خود را مهجور گردانیدن و در ابطال ایشان
سعی نمودن... تیشه بر پای خود زدن بود.
(کلیله و دمنه).
|| دروغ و باطل
و هزل گفتن. باطل آوردن.