مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ابط
4131
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع اِ)
بَغل. بن بغل. زیر بَغل. باطن منکب. کش. خش.
||
باقی ریگ که بماند بر زمین چون راهها. (مهذب الاسماء). تودهٔ ریگ که باریک شده باشد. ج، آباط.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ابط
شماره: 4131
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع اِ)
بَغل. بن بغل. زیر بَغل. باطن منکب. کش. خش.
||
باقی ریگ که بماند بر زمین چون راهها. (مهذب الاسماء). تودهٔ ریگ که باریک شده باشد. ج، آباط.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
4131
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری