معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) (از اَب، پدر +شالوم، به عبری، سلامت) پسر داود از معکه دختر تلما پادشاه جشور. او بر پدر خویش قیام کرد و پس از جنگی مغلوب گردید و بگریخت و گیسوان بلند او بدرختی پیچیده بدان بیاویخت. در آن حال یوآب یکی از سرداران داود وی را بدید و با چند زخم هلاک کرد. داود بر مرگ او اندوهگین شده و نوحه ها در مرگ پسر انشا کرد. و بعید نمی نماید که دو نام سلامان و ابسال قصهٔ معروف، تقلیدی از نامهای ابشالوم و سلیمان باشد. واللََّه اعلم بالصواب.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابشالوم
شماره: 4102
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِخ) (از اَب، پدر +شالوم، به عبری، سلامت) پسر داود از معکه دختر تلما پادشاه جشور. او بر پدر خویش قیام کرد و پس از جنگی مغلوب گردید و بگریخت و گیسوان بلند او بدرختی پیچیده بدان بیاویخت. در آن حال یوآب یکی از سرداران داود وی را بدید و با چند زخم هلاک کرد. داود بر مرگ او اندوهگین شده و نوحه ها در مرگ پسر انشا کرد. و بعید نمی نماید که دو نام سلامان و ابسال قصهٔ معروف، تقلیدی از نامهای ابشالوم و سلیمان باشد. واللََّه اعلم بالصواب.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
4102
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی