مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ابزخ
4059
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ زَ ]
(ع ص)
پشت درشده و سینه برآمده. مردی که پشتش دررفته باشد و سینه اش بیرون آمده باشد. اقعس.
||
آن است که کونستهٔ وی فرونشسته بود. ابزی ََ.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ابزخ
شماره: 4059
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ زَ ]
(ع ص)
پشت درشده و سینه برآمده. مردی که پشتش دررفته باشد و سینه اش بیرون آمده باشد. اقعس.
||
آن است که کونستهٔ وی فرونشسته بود. ابزی ََ.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
4059
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری