معنی و تعریف
[ اُ ] (اِ) گیاهی است ساقش نازک و
شکننده و در انتهای ساق برگ ها بهم پیچیده
به جای گل و در بهار در بلاد بارده و
جاهای سایه و مکانی که نمناک باشد و
مواضعی که آب مدتی در او ایستاده باشد
روید و در بغداد و موصل او را در شیر پخته
میخورند. با اندک تلخی و تندی است و در
صورت شبیه بهلیون. در دوم گرم و مشهی و
دیرهضم و عصاره اش جهت اورام رخوه و
مرکبه نافع و چون در آب نمک بخیسانند تا
تلخی و تندی او زائل شود بغایت محرک باه
و مصلحش به جهت رفع ثقل او نعناع و
شونیز و کرویا است. (تحفه). و صاحب
تحفه این کلمه را بار دیگر ضبط کرده و
گوید بلغت شام گیاه سورنجان است.