معنی و تعریف
[ اِ ] (معرب، اِ) معرب آبری (تاج العروس) یا آبریز. ظرف سفالین برای شراب : ابریق می مرا شکستی ربّی بر من در عیش من ببستی ربّی. (منسوب به خیام).
|| آبدستان. (خلاص نطنزی) (مهذب الاسماء). تاموره. || کوزهٔ آب. کوزه : پس فروشد ابله ایمان را شتاب اندر آن تنگی بیک ابریق آب.مولوی.
|| آوند چرمین لوله دار که بدان وضو سازند. مطْهَره. || ظرف سفالین با گوشه و دسته و لوله که بدان طهارت کنند. لولهین. || آفتابه. مطْهَرهٔ فلزّین : روزی تا به شب رفته بودیم و شبانگه پای حصاری خفته که دزد بی توفیق ابریق رفیق برداشت که به طهارت میرود بغارت رفت . (گلستان). ||
مشربه. || گردنِ عود. || وزنی معادل دو من. (مفاتیح العلوم خوارزمی). || شمشیر نیک تابان. شمشیر روشن تابنده. (مهذب الاسماء). شمشیر بسیار درخشنده. || کمان درخشان. || زن صاحب جمال تابان بدن. ج، اباریق.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابریق
شماره: 4043
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (معرب، اِ) معرب آبری (تاج العروس) یا آبریز. ظرف سفالین برای شراب : ابریق می مرا شکستی ربّی بر من در عیش من ببستی ربّی. (منسوب به خیام).
|| آبدستان. (خلاص نطنزی) (مهذب الاسماء). تاموره. || کوزهٔ آب. کوزه : پس فروشد ابله ایمان را شتاب اندر آن تنگی بیک ابریق آب.مولوی.
|| آوند چرمین لوله دار که بدان وضو سازند. مطْهَره. || ظرف سفالین با گوشه و دسته و لوله که بدان طهارت کنند. لولهین. || آفتابه. مطْهَرهٔ فلزّین : روزی تا به شب رفته بودیم و شبانگه پای حصاری خفته که دزد بی توفیق ابریق رفیق برداشت که به طهارت میرود بغارت رفت . (گلستان). ||
مشربه. || گردنِ عود. || وزنی معادل دو من. (مفاتیح العلوم خوارزمی). || شمشیر نیک تابان. شمشیر روشن تابنده. (مهذب الاسماء). شمشیر بسیار درخشنده. || کمان درخشان. || زن صاحب جمال تابان بدن. ج، اباریق.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
4043
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی