(اِ) قند مکرر. (تحفه). قند سفید. و
آن را اَبْلوج نیز گویند و اُبْلوج معرب آن
است :
تا آبلوج همچو تبرزد نشد بطعم
تا چون نبات نیست بپیش نظر شکر
بادا نهاده در دهن دولتت مقیم
دست نشاط و عیش بفتح و ظفر شکر.
پوربهای جامی.
لینک ها و اشتراک گذاری
آبلوج
شماره: 405
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(اِ) قند مکرر. (تحفه). قند سفید. و
آن را اَبْلوج نیز گویند و اُبْلوج معرب آن
است :
تا آبلوج همچو تبرزد نشد بطعم
تا چون نبات نیست بپیش نظر شکر
بادا نهاده در دهن دولتت مقیم
دست نشاط و عیش بفتح و ظفر شکر.
پوربهای جامی.