معنی و تعریف
[ اَ بَ ] (اِ) تنیدهٔ عنکبوت. نسج عنکبوت. کارتُنک. تنسته. دام عنکبوت. خانهٔ عنکبوت. بیت العنکبوت. تار عنکبوت. کره. کرتینه. و آنرا ابرکاکیاب و ابرکاکیان و ابرکاکیاه نیز گفته اند: دلیل تو ابریست پوشای حق به سستی ست همچون ابرکاکیا. لطیفی (از شعوری).
و محتاج تأیید شواهد است. و در شعوری بنقل از مجمع، کاف اول را فارسی (گ) ضبط می کند.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابرکاکیا
شماره: 3972
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بَ ] (اِ) تنیدهٔ عنکبوت. نسج عنکبوت. کارتُنک. تنسته. دام عنکبوت. خانهٔ عنکبوت. بیت العنکبوت. تار عنکبوت. کره. کرتینه. و آنرا ابرکاکیاب و ابرکاکیان و ابرکاکیاه نیز گفته اند: دلیل تو ابریست پوشای حق به سستی ست همچون ابرکاکیا. لطیفی (از شعوری).
و محتاج تأیید شواهد است. و در شعوری بنقل از مجمع، کاف اول را فارسی (گ) ضبط می کند.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3972
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی