معنی و تعریف
[ اِ مِ غَ نَ ] (اِخ)
ابراهیم بن مسعودبن محمودبن سبکتکین،
ملقب به ظهیرالدوله. پس از برادر خویش
فرخزاد در ۴۵۰ هـ .ق . بر اریکهٔ سلطنت
نشست. دختر ملکشاه سلجوقی را برای
فرزند خویش مسعود گرفت و بدینوسیله از
جانب سلاجقه مطمئن شده به هندوستان
تاخت و قلاعی بسیار از آن مملکت که
سلطان محمود تسخیر نکرده بود بگشود و
در هند به نشر و تعمیم دین اسلام کوشید.
وفات او به ۴۸۱ یا ۴۹۲ است. گویند او سه
ماه از سال را روزه داشتی و هر سال
مصحفی بخط خویش نوشتی، سالی بمکه و
سالی بمدینه فرستادی و ظاهراً عده ای از
این مصاحف هنوز در حرمین موجود است.
او را هفتادوشش فرزند آمده است،
سی وشش پسر و چهل دختر. ابراهیم
دختران خویش را بسادات و علما تزویج
میکرد. امام یوسف سجاوندی و ابوالفرج
شاعر معاصر وی بوده و در دربار او
میزیسته اند.