معنی و تعریف
[ اِ مِ دِ ] (اِخ)
چهارمین پادشاه از سلسلهٔ عادلشاهی دکن
در هندوستان، فرزند اسماعیل شاه، دومین
از پادشاهان این دوده و نوادهٔ یوسف شاه
مؤسس این سلسله است. به روایتی که در
هندوستان شایع است یوسف شاه از سلالهٔ
سلاطین عثمانی و برادر سلطان محمد خان
فاتح بوده و در زمان جلوس سلطان محکوم
بقتل گردیده بود. مادرش او را بتدبیر
رهانیده و او بایران و از آنجا به هندوستان
رفته و بسلطنت رسیده است. ابراهیم صاحب
ترجمه پس از برادر خود ملو عادلشاه در
سال ۹۴۱ هـ .ق . جلوس کرد و پس از ۲۴
سال سلطنت به سال ۹۶۵ وفات یافت. در
مدت سلطنت با همسایگان محاربات
کرده مذهب تشیع را از کشور خویش
برانداخت و مذهب حنفی را ترویج و
ایرانیان را از ملک خویش اخراج و زبان
فارسی را ترک کرده زبان اردو را زبان
رسمی قرار داد. پایتخت او شهر بیجاپور
بوده است.