معنی و تعریف
[ اِ مِ سی ] (اِخ) پدر
ابوالحسن یا ابوالحسین محمد و جد ابوعلی
و ابوالقاسم سیمجور دواتی. معاصر
سامانیان. ابوعلی مسکویه در تجارب الامم
در وقایع سال ۳۲۴ هـ .ق . گوید او از دست
صاحب خراسان، محمدبن الیاس بن یسع
صغدی را در این سال محاصره کرده چون
خبر دیلم بدو رسید بخراسان بازگشت و از
محاصرهٔ محمدبن الیاس دست
بازداشت :
فعل نکو ز نسبت بهتر کز این قِبَل
به شد ز سیمجور براهیم سیمجور.
ناصرخسرو.
و رجوع به سیمجوریان شود.