معنی و تعریف
[ اِ مِ سِ تَمْ / تُمْ بَ ] (اِخ)
ابواسحاق. از مشایخ صوفیه. با ابراهیم ادهم
و بایزید بسطامی و امثال آن دو صحبت
داشته و به دلالت و ارشاد ابراهیم ادهم
مزدوری میکرد و مزد خود به فقرا صدقه
میداد، پس از آن هم برهنمائی او به ترک و
تجرید گرائیده با پای برهنه ببادیه شد و
بزیارت کعبه رفت. اصل او کرمانی است و
چون مدتی در هرات اقامت داشت به هروی
معروف گردید. قبر او در قزوین (ظ: غزنین)
زیارتگاه است. (از قاموس الاعلام).