معنی و تعریف
(اِ مرکب) طعامی که از گوشت
غالباً با نخود و لوبیا پزند و آب آن را اشکنه
یعنی ترید کنند:
گر آبگوشت که من می پزم بخسته دهند
خورد به روز سیم پاچه چون شکر رنجور.
بسحاق اطعمه.
|| طعمه ای که پیش از شکار، باز و دیگر
جوارح طیور را دهند. مُسْته. چشته.
|| مایعی خاص برای تربیت حیوانات
ذره بینی.