معنی و تعریف
(اِ مرکب) طعامی که از گوشت غالباً با نخود و لوبیا پزند و آب آن را اشکنه یعنی ترید کنند: گر آبگوشت که من می پزم بخسته دهند خورد به روز سیم پاچه چون شکر رنجور. بسحاق اطعمه.
|| طعمه ای که پیش از شکار، باز و دیگر جوارح طیور را دهند. مُسْته. چشته. || مایعی خاص برای تربیت حیوانات ذره بینی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبگوشت
شماره: 380
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(اِ مرکب) طعامی که از گوشت غالباً با نخود و لوبیا پزند و آب آن را اشکنه یعنی ترید کنند: گر آبگوشت که من می پزم بخسته دهند خورد به روز سیم پاچه چون شکر رنجور. بسحاق اطعمه.
|| طعمه ای که پیش از شکار، باز و دیگر جوارح طیور را دهند. مُسْته. چشته. || مایعی خاص برای تربیت حیوانات ذره بینی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
380
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی