معنی و تعریف
[ بِ گُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گلاب. عطری که از گل سرخ گیرند: و از وی [ از پارس ] آب گل و آب بنفشه... خیزد. (حدودالعالم). از آن پس به آبِ گُل و بوی خوش بشستند دست و نشستند کش.اسدی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب گل
شماره: 378
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ گُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گلاب. عطری که از گل سرخ گیرند: و از وی [ از پارس ] آب گل و آب بنفشه... خیزد. (حدودالعالم). از آن پس به آبِ گُل و بوی خوش بشستند دست و نشستند کش.اسدی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
378
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی