معنی و تعریف
[ اِ مِ نِ مُ لِ
مِ شِ ] (اِخ) ابواسحاق. از مردم شکان،
قریه ای نزدیک بخارا. فقیه و فاضل. در فقه
شاگرد ابوبکربن فضل بود و از عبداللََّه رازی
و ابومحمد مزنی و سایر محدثین روایت
کرده است. در بخارا بتدریس حدیث اشتغال
داشت و در سال ۳۲۴ هـ .ق . درگذشت.