معنی و تعریف
[ گَ ] (ن مف مرکب) آبخست. آبزُرُفْت. - آبگز شدن؛ تباه شدن قسمتی از میوه. - || ترنجیده شدن پوست تن آدمی بسبب آب، چنانکه کارگران حمّام را.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبگز
شماره: 376
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ گَ ] (ن مف مرکب) آبخست. آبزُرُفْت. - آبگز شدن؛ تباه شدن قسمتی از میوه. - || ترنجیده شدن پوست تن آدمی بسبب آب، چنانکه کارگران حمّام را.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
376
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی