معنی و تعریف
[ اِ مِ نِ عَ دِلْ لاه ]
(اِخ) ابن حسن بن علی علیهماالسلام. با
برادر خود محمد معروف به نفس زکیه در
ابتدای دولت بنی عباس دعوی خلافت
داشتند و منصور عباسی پیش از آنکه
خلافت در خاندان آلِ عباس مستقر شود با
محمد بیعت کرده بود. چون کار عباسیان
سامان یافت و منصور خلیفه گشت لشکری
بتعاقب آن دو فرستاد. محمد در مدینه و
ابراهیم در بصره دعوت خویش را آشکار
کردند و ابراهیم سپاهی فراهم کرده بر اهواز
و فارس و واسط مسلط گردید. محمد در
مدینه کشته شد (۱۴ رمضان ۱۴۵ هـ .ق .) و
ابراهیم در باخمرا نزدیک کوفه با لشکریان
منصور روبرو شده و غلبهٔ او نزدیک مینمود
لکن ناگاه تیری بر مقتل او رسیده کشته شد
و لشکریانش بپراکندند (۱۵ ذی القعدهٔ
۱۴۵). (ابن اثیر از مقاتل الطالبین ابوالفرج).