مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آب گردش
371
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ گَ دِ ]
(ص مرکب)
تندرفتار: آب گردش مرکبی کز چابکی هنگام تک نعل سخت او ز خاک نرم می گردد غبار. ازرقی.
||
(اِ مرکب)
نوبت آب در اصطلاح برزگران.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آب گردش
شماره: 371
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ گَ دِ ]
(ص مرکب)
تندرفتار: آب گردش مرکبی کز چابکی هنگام تک نعل سخت او ز خاک نرم می گردد غبار. ازرقی.
||
(اِ مرکب)
نوبت آب در اصطلاح برزگران.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
371
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری