معنی و تعریف
[ اِ مِ نِ لِ ] (اِخ) ابن
علی بن عبداللََّه بن عباس. از خویشاوندان و
ولات بنی العباس بوده و پس از سالم بن
سواد از طرف مهدی خلیفه والی مصر
گردیده و در سال ۱۶۵ هـ .ق . بدان شهر
درآمد. در زمان ولایت او دحیةبن مصعب
از نسل عبدالعزیزبن مروان در صعید مصر
ظهور و ضعف ابراهیم بن صالح را مغتنم
شمرده تمام صعید را بضبط خویش درآورد
و دعوی خلافت کرد و از اینرو مهدی
داودبن یزید را در سال ۱۷۶ بولایت مصر
نامزد فرمود. ابراهیم صاحب ترجمه در
مصر بهمراهی والی جدید بپاره ای خدمات
اشتغال ورزید و در سال ۱۷۶ از طرف
هارون الرشید دوباره ولایت مصر بدو
واگذار شد. ابراهیم پس از سه ماه حکومت
در شعبان سنهٔ مذکور وفات یافت.