معنی و تعریف
[ اِ مِ نِ سُ
لَ نِ ] (اِخ) از موالی بنی امیه. در زمان
حکم بن هشام اموی باندلس رفته و در دورهٔ
عبدالرحمن بن هشام و محمدبن عبدالرحمن
هشام، موظف بوده است. آنگاه که در مشرق
بود از ابونواس و ابوالعتاهیه روایت شعر
میکرده و خود نیز شاعر بوده است.