معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) حیلت کردن.
|| دعوی بدروغ کردن. || زنی را
بیگناه بخویشتن آلوده کردن. (تاج المصادر
بیهقی). || دونیم کردن شمشیر را.
|| تاسه برافتادن کسی را از ماندگی.
|| کوتاهی نکردن در نفع یا ضرر کسی.
|| زاری و الحاح کردن در دعا، یا دعا
کردن هر ساعت و خاموش نشدن.
|| خفتن بر خیال خود. || دشنام
دادن کسی را بچیزی که در او بود.