معنی و تعریف
[ مُ عَ‌بْ بَ ] (ع ص) نرم. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء). || خوار. (منتهی‌ الارب). خوار و ذليل. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به معنی بعد شود. || گرامی داشته شده از لغات اضداد است. (منتهی الارب). گرامی‌داشته‌شده. (ناظم‌ الاطباء). مکرم و معظم چنانکه گويی او را عبادت می‌کنند، از لغات اضداد است. (از اقرب الموارد). || عبادت کرده شده. (آنندراج) (غياث). || ميخ زده شده. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء). ميخ. (از اقرب‌ الموارد). || تيزشهوت از گشن. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء). || شهری که اثر و عَلَم و آب ندارد. || شتر قطران ماليده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد). || شتر رام. (منتهی الارب) (ناظم‌ الاطباء). || طريق معبد، راه کوفته و پا سپر کرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
معبد
شماره: 343664
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مُ عَ‌بْ بَ ] (ع ص) نرم. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء). || خوار. (منتهی‌ الارب). خوار و ذليل. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به معنی بعد شود. || گرامی داشته شده از لغات اضداد است. (منتهی الارب). گرامی‌داشته‌شده. (ناظم‌ الاطباء). مکرم و معظم چنانکه گويی او را عبادت می‌کنند، از لغات اضداد است. (از اقرب الموارد). || عبادت کرده شده. (آنندراج) (غياث). || ميخ زده شده. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء). ميخ. (از اقرب‌ الموارد). || تيزشهوت از گشن. (منتهی‌ الارب) (ناظم الاطباء). || شهری که اثر و عَلَم و آب ندارد. || شتر قطران ماليده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد). || شتر رام. (منتهی الارب) (ناظم‌ الاطباء). || طريق معبد، راه کوفته و پا سپر کرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
343664
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی