معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) بامداد کردن.
(زوزنی). بامداد از جای شدن. (تاج المصادر
بیهقی). پگاه برخاستن. بامداد از جای
رفتن. || اول چیزی دریافتن. بنوبر و
اول چیزی دست یافتن. نوباوهٔ چیزی
واگرفتن. (زوزنی). نوباوهٔ چیزی فراگرفتن.
(تاج المصادر بیهقی). به اول چیزی رسیدن.
خوردن میوهٔ اول رسیده را. || نو
آوردن چیزی. (صراح). اختراع.
|| دوشیزگی ببردن. (تاج المصادر
بیهقی). || پسر زادن در نخستین بار.
|| شنودن اول خطبه. دررسیدن آغاز
خطبه را.
- قوهٔ ابتکار؛ قوهٔ
اختراع.