معنی و تعریف
[ مُ تَ لُ ]۳ (اِ) در فرهنگ ترکی
بهمعنی شکرانه و از اهل زبان بتحقيق پيوسته
که بهمعنی مژدگانی است و مرکب از مشت
مغير مژده و لق به ضم بهمعنی بها. (آنندراج).
ترکیشدهٔ مژدگانی و اصل آن ظاهراً مژدهليک
يا مژدهليق بود و به کثرت استعمال مشتلق
کردهاند. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مژدگانی. چيزی که در هنگام رسانيدن خبر
خوش يا يافتن چيزی گمکردهٔ کسی به
صاحبخبر و يابندهٔ آن میدهند. (فرهنگ
عاميانهٔ جمالزاده):
آمد آن آرام جانها بيقراران مشتلق
مژدهٔ پابوس دارم خاکساران مشتلق.
ملا سالک يزدی (از آنندراج).
به اردو فرستادند که مشتلق فتح و فيروزی به
{P(1)
-فتح غين يعنی ضبط دوم نادر است. (ازاقرب الموارد) (از محيط المحيط). به فتح غين، يعنی به صيغهٔ مفعول نادر است. (از تاج العروس ج 7 ص 391). در منتهی الاربآرد: بفتح الميم. سپس افزايد: «نادراً» مرد باکار، که بیشک خطای کاتب است. و ظاهراً: به فتح الغين نادراً... P}{P(2)
-در الجماهر چ حيدرآباد دکن ص120 : ...فی الذهب المستشار. P}{P(3)
-به ضم سوم (مُشتُلُق) هم متداول است. P}&{$20936$}نواب بلقيس مکانی.. و ساير مخدرات استار
سلطنت رساند. (عالمآرا چ اميرکبير ج1
ص340).