معنی و تعریف
(ع اِ) جِ اَب. پدران.
- آباء علوی؛ افلاک و ستارگان. سبعهٔ
سیاره.
- آباء عنصری؛ آخشیجان.
چارآخشیج. عناصر اربعه. بسائط.
چهاراَرکان. امهات. اسطقسات. ارکان اربعه.
کیان :
مر جاه تو و قدر ترا از سر معنی
آباء و سطقسات غلامند و
پرستار.سنائی.
- آباء یسوعیین؛ کشیشان پیرو طریقت
ایگناس.