معنی و تعریف
[ مُ کِ ] (ع ص) آنچه سبب سکر و مستی شود. (از اقرب الموارد). چيزی که‌ نوشيدنش مستی آورد. مست‌گرداننده. (آنندراج). هرچه که نشئه و مستی آرد. (غياث). مستی‌دهنده. مستی‌آور. مست‌کننده‌: اينت مسکر حرام کرد چو خوک‌ وآنت گفتا بجوش و پر کن طاس. ناصرخسرو. نماند از ساير معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد. (گلستان سعدی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
مسکر
شماره: 340054
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مُ کِ ] (ع ص) آنچه سبب سکر و مستی شود. (از اقرب الموارد). چيزی که‌ نوشيدنش مستی آورد. مست‌گرداننده. (آنندراج). هرچه که نشئه و مستی آرد. (غياث). مستی‌دهنده. مستی‌آور. مست‌کننده‌: اينت مسکر حرام کرد چو خوک‌ وآنت گفتا بجوش و پر کن طاس. ناصرخسرو. نماند از ساير معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد. (گلستان سعدی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
340054
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی