[ یَ / یِ طَ رَ ] (اِ مرکب، ق
مرکب) یک سو و یک کناره و در یک کنار.
(ناظم الاطباء).
- یک طرف افتادن؛ مقابل شدن. طرف
شدن. (آنندراج).
- یک طرف شدن؛ یک طرف افتادن. مقابل
شدن. طرف شدن. (غیاث).
لینک ها و اشتراک گذاری
یک طرف
شماره: 338781
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ یَ / یِ طَ رَ ] (اِ مرکب، ق
مرکب) یک سو و یک کناره و در یک کنار.
(ناظم الاطباء).
- یک طرف افتادن؛ مقابل شدن. طرف
شدن. (آنندراج).
- یک طرف شدن؛ یک طرف افتادن. مقابل
شدن. طرف شدن. (غیاث).