[ هَ نِ ] (حامص مرکب)
هم نشینی. همنشین شدن. با کسی
نشستن :
پای درکش ز همنشینی شان
دیده بردوز تا نبینی شان.سنائی. - همنشینی کردن؛ با کسی همنشین و
دوست شدن. مجالسه. (یادداشت مؤلف).
لینک ها و اشتراک گذاری
همنشینی
شماره: 335450
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ هَ نِ ] (حامص مرکب)
هم نشینی. همنشین شدن. با کسی
نشستن :
پای درکش ز همنشینی شان
دیده بردوز تا نبینی شان.سنائی. - همنشینی کردن؛ با کسی همنشین و
دوست شدن. مجالسه. (یادداشت مؤلف).