معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) اَبَقاآن. پسر هلاکو. پس از
مرگ پدر در سال ۶۶۳ هـ .ق . در مراغه به
تخت سلطنت نشست و پس از ۱۷ سال و
چند ماه فرمانروائی در همدان مسموم شد و
درگذشت. شمس الدین جوینی وزیر او بود
و نجم الدین قزوینی و مؤیدالدین عرضی و
فخرالدین مراغی و قطب الدین شیرازی و
محیی الدین مغربی و فخرالدین اخلاطی
طبیب و تقی الدین حشایشی صاحب تریاق
بزمان او میزیسته اند. و دختر عظیم روم را
که هولاکو نزدیک وفات برای خود
خواستاری کرده بود اباقا پس از فوت پدر
تزویج کرد.