مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آبک
334
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ بَ ]
(اِ مرکب)
جیوه. سیماب. آبَق. زیبق، باصطلاح کیمیاگران. (تحفه): مِسّ وجود من شود از می بسان زر گویی که می چو آبک از اجزای کیمیاست. خجسته.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آبک
شماره: 334
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ بَ ]
(اِ مرکب)
جیوه. سیماب. آبَق. زیبق، باصطلاح کیمیاگران. (تحفه): مِسّ وجود من شود از می بسان زر گویی که می چو آبک از اجزای کیمیاست. خجسته.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
334
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری