معنی و تعریف
[ هَ ] (اِ) هج. راست باز کردن چیزی باشد مانند علم و نیزه و ستون و امثال آن. (برهان). راست بازکردن بود چیزی را چون علم یا نیزه. (اسدی). راست ایستادن چیزی را نیز گویند بر زمین. (برهان). و اگر چیزی بر زمین افکنی راست بایستد گویند «هج کرد». (اسدی): گردون علم محنت بر بام تو هج کرد بینی سخط خویش به کوس و علم اندر. منجیک ترمذی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
هچ
شماره: 332455
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هَ ] (اِ) هج. راست باز کردن چیزی باشد مانند علم و نیزه و ستون و امثال آن. (برهان). راست بازکردن بود چیزی را چون علم یا نیزه. (اسدی). راست ایستادن چیزی را نیز گویند بر زمین. (برهان). و اگر چیزی بر زمین افکنی راست بایستد گویند «هج کرد». (اسدی): گردون علم محنت بر بام تو هج کرد بینی سخط خویش به کوس و علم اندر. منجیک ترمذی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
332455
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی