معنی و تعریف
[ اِ حَ ] (ع مص) اباحه. مباح کردن. حلال کردن. جائز داشتن. روا شمردن. حلیت. جواز. روائی. دستوری. رخصت. مقابل حَظْر و تحریم و منع : کاین اباحت زین جماعت فاش شد رخصت هر مفلس قلاش شد.مولوی.
|| غارت کردن. || از بیخ برکندن. || ظاهر کردن راز.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اباحت
شماره: 3289
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ حَ ] (ع مص) اباحه. مباح کردن. حلال کردن. جائز داشتن. روا شمردن. حلیت. جواز. روائی. دستوری. رخصت. مقابل حَظْر و تحریم و منع : کاین اباحت زین جماعت فاش شد رخصت هر مفلس قلاش شد.مولوی.
|| غارت کردن. || از بیخ برکندن. || ظاهر کردن راز.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3289
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی