مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اباحت
3289
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ حَ ]
(ع مص)
اباحه. مباح کردن. حلال کردن. جائز داشتن. روا شمردن. حلیت. جواز. روائی. دستوری. رخصت. مقابل حَظْر و تحریم و منع : کاین اباحت زین جماعت فاش شد رخصت هر مفلس قلاش شد.مولوی.
||
غارت کردن.
||
از بیخ برکندن.
||
ظاهر کردن راز.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اباحت
شماره: 3289
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ حَ ]
(ع مص)
اباحه. مباح کردن. حلال کردن. جائز داشتن. روا شمردن. حلیت. جواز. روائی. دستوری. رخصت. مقابل حَظْر و تحریم و منع : کاین اباحت زین جماعت فاش شد رخصت هر مفلس قلاش شد.مولوی.
||
غارت کردن.
||
از بیخ برکندن.
||
ظاهر کردن راز.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
3289
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری