[ وَ رَ ثَ ] (ع ص، اِ) جِ وارث. (منتهی
الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
رجوع به وارث شود.
- تو ورثه افتادن؛ مالی که متنازع فیه
وراث کسی باشد.
-|| زنی که افراد مختلف از او تمتع برند.
(فرهنگ فارسی معین).
لینک ها و اشتراک گذاری
ورثة
شماره: 328466
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ وَ رَ ثَ ] (ع ص، اِ) جِ وارث. (منتهی
الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
رجوع به وارث شود.
- تو ورثه افتادن؛ مالی که متنازع فیه
وراث کسی باشد.
-|| زنی که افراد مختلف از او تمتع برند.
(فرهنگ فارسی معین).