معنی و تعریف
[ وَ ] (ع مص) وِدان. تر کردن. (تاج المصادر بیهقی). تر کردن چیزی و تر نهادن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || زیر خاک کردن پوست تا نرم گردد. (از اقرب الموارد). || نیکو کردن حال عروس را و نیکو قیام نمودن بر آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نیکو قیام کردن به حال عروس و اسب. (از اقرب الموارد). || کوتاه ساختن چیزی. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || به چوب دستی زدن کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || فرزند لاغر زادن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بچهٔ لاغر زادن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ودن
شماره: 328292
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ وَ ] (ع مص) وِدان. تر کردن. (تاج المصادر بیهقی). تر کردن چیزی و تر نهادن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || زیر خاک کردن پوست تا نرم گردد. (از اقرب الموارد). || نیکو کردن حال عروس را و نیکو قیام نمودن بر آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نیکو قیام کردن به حال عروس و اسب. (از اقرب الموارد). || کوتاه ساختن چیزی. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || به چوب دستی زدن کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || فرزند لاغر زادن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بچهٔ لاغر زادن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
328292
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی