معنی و تعریف
[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ اِبال و اِباله و اَباله و ابّیل و ابّول و ایبال. و نیز گفته اند این کلمه جمعی است بی واحد. دسته های پراکنده. گروههای متفرق. دسته دسته. گروه گروه. - طیر ابابیل؛ گله های مرغان. جفاله جفاله. ابوعبیده گوید واحد آن ابیل است و ابوجعفر رواسی بر آن است که واحد ابابیل ابول باشد. (المزهر). || در تداول فارسی، پرستو. پرستوک. خطاف. چلچله. پیلوایه. پلستک. پالوانه. حاجی حاجی. بادخورک. بالوایه. دالپوز: اضعف مرغان ابابیل است و او پیل را بدْرید و نپْذیرد رفو.مولوی.
- مثل ابابیل؛ سخت کم خور.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابابیل
شماره: 3279
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ اِبال و اِباله و اَباله و ابّیل و ابّول و ایبال. و نیز گفته اند این کلمه جمعی است بی واحد. دسته های پراکنده. گروههای متفرق. دسته دسته. گروه گروه. - طیر ابابیل؛ گله های مرغان. جفاله جفاله. ابوعبیده گوید واحد آن ابیل است و ابوجعفر رواسی بر آن است که واحد ابابیل ابول باشد. (المزهر). || در تداول فارسی، پرستو. پرستوک. خطاف. چلچله. پیلوایه. پلستک. پالوانه. حاجی حاجی. بادخورک. بالوایه. دالپوز: اضعف مرغان ابابیل است و او پیل را بدْرید و نپْذیرد رفو.مولوی.
- مثل ابابیل؛ سخت کم خور.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3279
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی