واکاویدن327319
معنی و تعریف
[ دَ ] (مص مرکب) جستجو کردن. تفحص نمودن. تفتیش کردن. (ناظم الاطباء). کاوش. جستجو. تفحص. (آنندراج). بازکاویدن. بحث و فحص کردن. - واکاویدن از؛ پژوهیدن از. (یادداشت مؤلف). || در عبارت زیر از المصادر معنی کوشیدن و کشمکش کردن میدهد: المناقرة والنقار؛ با کسی واکاویدن در خصومت. مجادلة؛ با کسی واکاویدن در خصومت. جدال. (زوزنی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
واکاویدن
شماره: 327319
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ ] (مص مرکب) جستجو کردن. تفحص نمودن. تفتیش کردن. (ناظم الاطباء). کاوش. جستجو. تفحص. (آنندراج). بازکاویدن. بحث و فحص کردن. - واکاویدن از؛ پژوهیدن از. (یادداشت مؤلف). || در عبارت زیر از المصادر معنی کوشیدن و کشمکش کردن میدهد: المناقرة والنقار؛ با کسی واکاویدن در خصومت. مجادلة؛ با کسی واکاویدن در خصومت. جدال. (زوزنی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
327319
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی