معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) اِبا. سر باززدن از. سر باززدن اندر کاری. (تاج المصادر بیهقی). فروگذاشتن طاعت. (مصادر زوزنی). سر پیچیدن از. سرکشی از. سرپیچی از. سر کشیدن از. بازایستادن از چیزی. سر زدن از. تن زدن از. تن درندادن به. نافرمانی. سرکشی. سرپیچی. امتناع : اگر نباشد فرمان جزم تو مقبول ابا کند ز پذیرفتن عرض جوهر. مسعودسعد. ز حکم تو آن کس که آرد ابا جوین نانْش بادا همان بی ابا. ابراهیم فاروقی.
|| ناخوش داشتن. مکروه داشتن. || نخوت : در مطبخ تو چوب خورد تا ابا پزد آتش که در تکبر سرمایهٔ اباست. کمال اسماعیل.
|| وابریدن آب و جز آن. فعل آن ابا کردن و ابا داشتن است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اباء
شماره: 3267
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) اِبا. سر باززدن از. سر باززدن اندر کاری. (تاج المصادر بیهقی). فروگذاشتن طاعت. (مصادر زوزنی). سر پیچیدن از. سرکشی از. سرپیچی از. سر کشیدن از. بازایستادن از چیزی. سر زدن از. تن زدن از. تن درندادن به. نافرمانی. سرکشی. سرپیچی. امتناع : اگر نباشد فرمان جزم تو مقبول ابا کند ز پذیرفتن عرض جوهر. مسعودسعد. ز حکم تو آن کس که آرد ابا جوین نانْش بادا همان بی ابا. ابراهیم فاروقی.
|| ناخوش داشتن. مکروه داشتن. || نخوت : در مطبخ تو چوب خورد تا ابا پزد آتش که در تکبر سرمایهٔ اباست. کمال اسماعیل.
|| وابریدن آب و جز آن. فعل آن ابا کردن و ابا داشتن است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3267
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی