معنی و تعریف
[ اَب ب ] (ع اِ) گیاه. عشب. علف که چهاروا و بهائم خورد. آنچه از زمین روید. سبزه. || چراگاه. مَرعی ََ. مرتع. گیاه زار. چمن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اب
شماره: 3257
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَب ب ] (ع اِ) گیاه. عشب. علف که چهاروا و بهائم خورد. آنچه از زمین روید. سبزه. || چراگاه. مَرعی ََ. مرتع. گیاه زار. چمن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3257
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی