مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اب
3257
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَب ب ]
(ع اِ)
گیاه. عشب. علف که چهاروا و بهائم خورد. آنچه از زمین روید. سبزه.
||
چراگاه. مَرعی ََ. مرتع. گیاه زار. چمن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اب
شماره: 3257
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَب ب ]
(ع اِ)
گیاه. عشب. علف که چهاروا و بهائم خورد. آنچه از زمین روید. سبزه.
||
چراگاه. مَرعی ََ. مرتع. گیاه زار. چمن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
3257
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری