معنی و تعریف
[ نَ ] (ص مرکب) نم آگین. نمناک. (آنندراج). نمدار. تر. مرطوب. (ناظم الاطباء). بانم. نمگن : سماروغ گیاهی بود که اندر جاهای نمگین روید. (لغت نامهٔ اسدی). چون آهن کی در خاک نمگین بماند ژنگار برآرد. (سندبادنامه ص ۴۵).
- دیدهٔ نمگین؛ چشم اشک آلود: دانست که با سینهٔ غمگینم و با دیدهٔ نمگین. خواجه عبداللََّه انصاری.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
نمگین
شماره: 322819
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ ] (ص مرکب) نم آگین. نمناک. (آنندراج). نمدار. تر. مرطوب. (ناظم الاطباء). بانم. نمگن : سماروغ گیاهی بود که اندر جاهای نمگین روید. (لغت نامهٔ اسدی). چون آهن کی در خاک نمگین بماند ژنگار برآرد. (سندبادنامه ص ۴۵).
- دیدهٔ نمگین؛ چشم اشک آلود: دانست که با سینهٔ غمگینم و با دیدهٔ نمگین. خواجه عبداللََّه انصاری.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
322819
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی