معنی و تعریف
[ نَ حَ ] (ع مص) نصیحت کردن. (زوزنی). خالص کردن نصیحت کسی را. (از متن اللغة). نَصح. نُصح. نَصاحَة. نِصاحَة. نَصاحیّة. نُصوح. (متن اللغة). رجوع به نَصح و نصیحت شود. || (اِمص، اِ) اسم مصدر است از نصح و در لغت به معنی اخلاص و تصفیه است. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || دعوت به آنچه که در آن صلاح است و نهی از آنچه که در آن فساد است. (از تعریفات) (از المنجد). || خیرخواهی در حق کسی که او را نصیحت کنی و راهنمائی او به آنچه که صلاح وی در آن است. || بذل جهد در مشورة. (از متن اللغة). || پند. اندرز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، نصائح. || تصدیق و عمل به آنچه در کتاب اللََّه آمده و رسولش آورده است و اطاعت خدا. (از متن اللغة).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
نصیحه
شماره: 319901
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ حَ ] (ع مص) نصیحت کردن. (زوزنی). خالص کردن نصیحت کسی را. (از متن اللغة). نَصح. نُصح. نَصاحَة. نِصاحَة. نَصاحیّة. نُصوح. (متن اللغة). رجوع به نَصح و نصیحت شود. || (اِمص، اِ) اسم مصدر است از نصح و در لغت به معنی اخلاص و تصفیه است. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || دعوت به آنچه که در آن صلاح است و نهی از آنچه که در آن فساد است. (از تعریفات) (از المنجد). || خیرخواهی در حق کسی که او را نصیحت کنی و راهنمائی او به آنچه که صلاح وی در آن است. || بذل جهد در مشورة. (از متن اللغة). || پند. اندرز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، نصائح. || تصدیق و عمل به آنچه در کتاب اللََّه آمده و رسولش آورده است و اطاعت خدا. (از متن اللغة).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
319901
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی