نشان بودن319143
معنی و تعریف
[ نِ دَ ] (مص مرکب) انگشت نما بودن. (یادداشت مؤلف). - نشان بودن به...؛ بدان صفت نام بردار و عَلَم بودن : صد از نامداران و گردنکشان که بودند هر یک به مردی نشان.فردوسی. چون ملت رسول به پاکی ستوده ای چون رحمت خدای به نیکی نشانیا. ابوالفرج رونی. گرچه بازوی هنر داری و دست و دل کار ورچه در جنگ بدین هر سه نشانی و سمر. فرخی.
- نشان بودن در...؛ معروف بودن. سرشناس بودن. مشارٌ بالبنان بودن : پذیره شدندش همه سرکشان که بودند در پادشاهی نشان.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
نشان بودن
شماره: 319143
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نِ دَ ] (مص مرکب) انگشت نما بودن. (یادداشت مؤلف). - نشان بودن به...؛ بدان صفت نام بردار و عَلَم بودن : صد از نامداران و گردنکشان که بودند هر یک به مردی نشان.فردوسی. چون ملت رسول به پاکی ستوده ای چون رحمت خدای به نیکی نشانیا. ابوالفرج رونی. گرچه بازوی هنر داری و دست و دل کار ورچه در جنگ بدین هر سه نشانی و سمر. فرخی.
- نشان بودن در...؛ معروف بودن. سرشناس بودن. مشارٌ بالبنان بودن : پذیره شدندش همه سرکشان که بودند در پادشاهی نشان.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
319143
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی