آیین هوشنگ3169
معنی و تعریف
[ نِ شَ ] (اِخ) نام کتابی موضوع و برساخته که در آن فلسفهٔ یونانی مترجَم به عربی را با اصطلاحات و لغات عرب، به اجزاء قسمت و هر جزء را به یکی از مردان اساطیری تاریخ ایران نسبت کرده اند. و انتخاب این نام شاید به تناسب پاره ای از ابیات فردوسی است : به ما بر ز دین کهن ننگ نیست به گیتی به از دین هوشنگ نیست.فردوسی. بگشتی ز دین کیومرّثی هم از راه هوشنگ و طهمورثی.فردوسی. ز هوشنگ ماند این سده یادگار بسی باد چون او دگر شهریار.فردوسی. همه کوهشان بود آرامگاه چنین بود آیین هوشنگ شاه.فردوسی.
باب الهمزه. همزه یا الف مهموزه یا الف متحرکه اولین حرف است از حروف هجا و آن را در حساب جُمَّل به یک دارند. و چون در ابتدای کلمه باشد بر دو گونه است، وصلی و فصلی. فصلی آن است که افکندن آن تغییری در معنی کلمه ندهد، مانند همزهٔ اشتر و اسپید و افراز که چون با حذف همزه شتر و سپید و فراز گوئیم معنی بر جای است. و وصلی آن است که چون سقط شود لفظ از معنی بگردد و یا مهمل ماند، چون همزهٔ ارزیز و اندام و استاخ. در کلمات مبدوء به همزهٔ وصلی اگر بعد از همزه دو حرف باشد همزه همه جا مفتوح آید، چون: ابا، اَبَر و اَبی. و اگر بیش از دو حرف بود حرکت حرف مابعد همزه را به همزه دهند و حرف پس از همزه ساکن ماند، چون: اشتر، اسپاهی و اخشیجان.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آیین هوشنگ
شماره: 3169
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نِ شَ ] (اِخ) نام کتابی موضوع و برساخته که در آن فلسفهٔ یونانی مترجَم به عربی را با اصطلاحات و لغات عرب، به اجزاء قسمت و هر جزء را به یکی از مردان اساطیری تاریخ ایران نسبت کرده اند. و انتخاب این نام شاید به تناسب پاره ای از ابیات فردوسی است : به ما بر ز دین کهن ننگ نیست به گیتی به از دین هوشنگ نیست.فردوسی. بگشتی ز دین کیومرّثی هم از راه هوشنگ و طهمورثی.فردوسی. ز هوشنگ ماند این سده یادگار بسی باد چون او دگر شهریار.فردوسی. همه کوهشان بود آرامگاه چنین بود آیین هوشنگ شاه.فردوسی.
باب الهمزه. همزه یا الف مهموزه یا الف متحرکه اولین حرف است از حروف هجا و آن را در حساب جُمَّل به یک دارند. و چون در ابتدای کلمه باشد بر دو گونه است، وصلی و فصلی. فصلی آن است که افکندن آن تغییری در معنی کلمه ندهد، مانند همزهٔ اشتر و اسپید و افراز که چون با حذف همزه شتر و سپید و فراز گوئیم معنی بر جای است. و وصلی آن است که چون سقط شود لفظ از معنی بگردد و یا مهمل ماند، چون همزهٔ ارزیز و اندام و استاخ. در کلمات مبدوء به همزهٔ وصلی اگر بعد از همزه دو حرف باشد همزه همه جا مفتوح آید، چون: ابا، اَبَر و اَبی. و اگر بیش از دو حرف بود حرکت حرف مابعد همزه را به همزه دهند و حرف پس از همزه ساکن ماند، چون: اشتر، اسپاهی و اخشیجان.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3169
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی