آیینهٔ زانو3158
معنی و تعریف
[ نَ / نِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) استخوان و برآمدگی زانو از قدام. مقابل چفته یعنی فرورفتگی زانو از خلف. آینهٔ زانو. آینه. آیینه. کاسهٔ زانو. داغصه. رضفه : وگر از پردهٔ صورت برون آیی بیاموزی صفا زآیینهٔ زانو ادب از لوح پیشانی. سیف اسفرنگ. بسته ام من روی با آیینهٔ زانوی خویش تا کنون آن ماه چون آیینه روباروی کیست؟ جامی.
|| ثَفِنه (در اشتر).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آیینهٔ زانو
شماره: 3158
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ / نِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) استخوان و برآمدگی زانو از قدام. مقابل چفته یعنی فرورفتگی زانو از خلف. آینهٔ زانو. آینه. آیینه. کاسهٔ زانو. داغصه. رضفه : وگر از پردهٔ صورت برون آیی بیاموزی صفا زآیینهٔ زانو ادب از لوح پیشانی. سیف اسفرنگ. بسته ام من روی با آیینهٔ زانوی خویش تا کنون آن ماه چون آیینه روباروی کیست؟ جامی.
|| ثَفِنه (در اشتر).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3158
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی