معنی و تعریف
[ نَ / نِ ] (نف مرکب) آینه دار: شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست. حافظ. دل سراپردهٔ محبت اوست دیده آیینه دار طلعت اوست.حافظ.
|| سرتراش. گرّای. سلمانی. حجّام. فصّاد.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آیینه دار
شماره: 3150
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ / نِ ] (نف مرکب) آینه دار: شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست. حافظ. دل سراپردهٔ محبت اوست دیده آیینه دار طلعت اوست.حافظ.
|| سرتراش. گرّای. سلمانی. حجّام. فصّاد.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3150
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی