آیینهٔ چینی3147
معنی و تعریف
[ نَ / نِ یِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) آینهٔ چینی. و آن آیینه ای بوده است که از آهن و فولاد جوهردار می کرده اند. آینهٔ حلبی. سجنجل. (زمخشری): آن را که رسد از مرض لقوه گزند باید که به یاد دارد از من این پند آیینهٔ چینی به نظر آورده در خانهٔ تاریک نشیند یک چند. یوسفی طبیب.
|| مجازاً، خورشید: چو آیینهٔ چینی آمد پدید سکندر سپه را سوی چین کشید.نظامی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آیینهٔ چینی
شماره: 3147
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ / نِ یِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) آینهٔ چینی. و آن آیینه ای بوده است که از آهن و فولاد جوهردار می کرده اند. آینهٔ حلبی. سجنجل. (زمخشری): آن را که رسد از مرض لقوه گزند باید که به یاد دارد از من این پند آیینهٔ چینی به نظر آورده در خانهٔ تاریک نشیند یک چند. یوسفی طبیب.
|| مجازاً، خورشید: چو آیینهٔ چینی آمد پدید سکندر سپه را سوی چین کشید.نظامی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3147
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی