معنی و تعریف
[ نَ / نِ ] (اِ) آینه. سان. آئین. طریق. منوال. گونه. حال و صورت. و هرآیینه و هرآینه مرکب از هر و آینه به معنی مذکور است که به صورت مرکبه، معنی در هر حال و بهر طریق و لاجرم (زمخشری) دهد: ندارم هرآیینه از شاه راز وگرچه بخواهد ز من گفت باز.فردوسی. هرآیینه خرد داریّ و دانی که تو امروز در شهر کسانی. (ویس و رامین).
و رجوع به هرآینه و هرآیینه شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آیینه
شماره: 3135
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ / نِ ] (اِ) آینه. سان. آئین. طریق. منوال. گونه. حال و صورت. و هرآیینه و هرآینه مرکب از هر و آینه به معنی مذکور است که به صورت مرکبه، معنی در هر حال و بهر طریق و لاجرم (زمخشری) دهد: ندارم هرآیینه از شاه راز وگرچه بخواهد ز من گفت باز.فردوسی. هرآیینه خرد داریّ و دانی که تو امروز در شهر کسانی. (ویس و رامین).
و رجوع به هرآینه و هرآیینه شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3135
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی