معنی و تعریف
[ نَ / نِ ] (اِ) هر یک از قطعات آهنین که مبارزترین پوشیدی : نماید ز آیینه پوشی سوار چو آیینهٔ تیغ در کارزار.طاهر وحید. ماه سر منجوق کمانش ز رخ خویش آیینهٔ زر بست بر این طاق مقرنس. بدر چاچی. و آینه در چهارآینه و چارآینه به همین معنی است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آیینه
شماره: 3134
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ / نِ ] (اِ) هر یک از قطعات آهنین که مبارزترین پوشیدی : نماید ز آیینه پوشی سوار چو آیینهٔ تیغ در کارزار.طاهر وحید. ماه سر منجوق کمانش ز رخ خویش آیینهٔ زر بست بر این طاق مقرنس. بدر چاچی. و آینه در چهارآینه و چارآینه به همین معنی است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3134
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی