معنی و تعریف
[ مَ گَ ] (اِ مصغر) (از میگ +ک تصغیر) میگ خرد. ملخ کوچک. (یادداشت مؤلف). ملخ صحرائی خرد: احمدا پیش سلیمان می برد پای ملخ هرکه پیش اطعمه تحسین میگک میکند. احمد اطعمه.
و رجوع به میگ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
میگک
شماره: 312011
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مَ گَ ] (اِ مصغر) (از میگ +ک تصغیر) میگ خرد. ملخ کوچک. (یادداشت مؤلف). ملخ صحرائی خرد: احمدا پیش سلیمان می برد پای ملخ هرکه پیش اطعمه تحسین میگک میکند. احمد اطعمه.
و رجوع به میگ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
312011
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی